اول یک چند جمله برای ایرانی عزیزم بنویسم...
ایرانی خوشگل نازنینم خیلی خوشحال می شم وقتی کامنتهات رو می خونم ..
مرسی که بفکر من هستی .....
........................................
عزیزم ... من به (ارزشها و باورهای شیعی) توهین و فحاشی می کنم بخاطر اینکه حرمت انسانی من رو نادیده گرفتند و در همه شئونات زندگی من دست بردند ....
زندگی من و سبک و سياق و منش رفتارهای من رو چهار چوب دادند و من رو به بندگی افکار خودشون در آوردند...
به سرنوشت من به فرمي قطعيتي محتوم دادند كه هيچ انديشه اي توان تصور غير را ندارد و مي ترسد كه به غير فكر كند و مي هراسد كه به زبان آورد ....
جامعه من را به بیماری مزمن و خطرناکی دچار کردند که جز بی کفایتی و ریا ، تحجر و دروغگويي حاصلي نداشت .
در سبك و شئونات زندگي ما چنان دست بردند كه هيچ ارزشي براي خرد و فهم و ادراك ما نمي ماند .
تقدس هاي خرافي و انديشه هاي خطرناك ، ذهنيتي استمداد طلب و وابسته ، ذهنيتي ضمانت خواه ، ذهنيتي شفاعت طلب ، ترسان و بيهوده دور آنها رو گرفته و نهايتا دوست عزيز من..
اراده اي كه انديشه اي نو كند براي رسيدن به رستگاري باقي نگذاشته ....
من فكر مي كنم آنها يي كه از اسلام كه فرياد بت شكني بود بتها ساختند و آزادي و حرمت انساني خويش و جامعه ي خويش را به قربان مي برند و آنها يي كه از فرياد حريت و آزادي خواهي حسين بند ساختند و به پاي انديشه زدند ... بيمارند ....
آنهايي كه به خرد و حرمت انساني حسين در انتخاب خود و برگزيدن راهي براي رستگاري احترام نگذاشتند و از قصه او يك تراژدي عاطفي ساختند و با آن بازي مي كنند هر روز شفاعت او رو براي خود مي خرند و در گمان بيمار خويش عاقبتي خوش مي خرند بيمارند ...
آنها كه به اميد شفاعت چشم از خرد و شعور خويش براي زندگي بسته اند بيمارند ...
من نه به اميد شفاعتم و به در انتظار فرج ....
خدا يي به اينگونه پست در مكتب و دين شما نمي خواهم ....
من عاقبتي نمي خوام دوست نازنين من.... همه اش براي تو ....
به تمام مقدسات ديني و مذهبي به شدت به هر تواني كه داشته باشم ، به همان شدتي كه به آزادي ،به آگاهي ، به حق انتخاب راه خويش براي رسيدن به رستگاري توهين شده ، مي تازم ....
بايد تقدس اين بتهاي پر از كينه و تنفر شكسته شود ....
بايد به حرمت انساني و شعور اجتماعي ما احترام گذاشته شود ...
ما بايد در دين و مذهب نقش داشته باشيم ... ما بايد از راه خود به مقصد برسيم....
من از تجربه مرگ يا از نداشتن عقبايي خوش نمي ترسم ...دوستاني نزديك در آن سوي مرگ دارم ...
............................................
ولي مي خوام اين آخرش از تو هم دعوت كنم به حرفهاي من يك كم فكر كني....
بيست و چند سال پاي منبر نشستم .... از توش بغير لجن و كثافت چيزي بيرون نمياد ...
دل بكن از شون .... آزاده باش.... خودت باش ....
پيام رو بگير ... بقيه اش رو بريز دور .....
خودت راهت رو پيدا كن ... اونها عقوبتي براي تو نمي سازند همونطور كه دنيايي براي تو ندارند ....اين آخوندهاي همشون .................
خوب ديگه ايراني نازنينم خيلي حرف زدم .... من دوست دارم با تو تماس بگيرم .. لطفا يك شماره از خودت برام ايميل كن ... دوستت دارم .... مرسي به خاطر كامنت خوشگلت :)
...............................................................................................
ديگه جونم براتون بگه كه :
ديشب مهمون يكي از مديران آماري استان بودم و كلي در مورد آمار حرف زديم ...
مي دونيد آمار اساس برنامه ريزي يك كشور ِ ..براساس آمار برنامه ریزی و بودجه بندی مملکت شکل می گیره ....
آمار ها رو سازمان مدیریت از دستگاههاي مختلف می گیره و می ده به یک مرکزی به نام مرکز آمار ایران..
اونها جمع بندی می کنند و برای کل کشور منتشر می کنند..
مرکز آمار ایران گاهی خودش هم آماری رو توليد و منتشر می کنه ....
آمار در ايران بسيار بسيار ضعيف ِ ... به هیچ وجه دقیق نیست ... خیلی سوری ِ ...
در برنامه ریزی و بوده بندی تا چند سال پیش که اصلا توجهی به آمار نمی شد ...
تازه دارن یاد می گیرن که باید به آمار هم توجه کرد .....
تولید آمار بر اساس تعاریف خاصی صورت می گیره ....مثلا در مورد نرخ مهاجرت .. باید یک تعریف مشخص برای مهاجرت وجود داشته باشه .. تا بر اساس اون افراد مقیم و مهاجر تفکیک بشن و آمارشون تولید بشه و شاخص ساخته بشه ...
در مورد غلط بودن رویه ها و شاخص ها و تعاریف که بر اساس اون آمار کشور در میاد یک چیزهایی گفت که مخم سوت کشید .....
اینقدر کار این مرکز آمار تخمی و بی حساب و کتاب و غلط که من نمی دونم این مملکت چطوری تا به حال منفجر نشده ....
باور کنید آماری که راجع به مثلا اشتغال میاد بیرون بر اساس یک شاخصها و تعاریف مسخره ای و براساس یک رویه امار گیری مسخره تر بیرون میاد که آدم از هشت جا جر می خوره ....
مثلا تعریف اشتغال اینکه که هرکس کاری بکنه یا فکری بکنه که موجب تولید کالا یا خدمت بشه ، اين فرد يك فرد شاغله ....
براساس اين آمار درصد بيكاري در تمام روستا هاي استان گلستان صفر در مياد ....:))
و تمام زنهاي تركمن شاغل محسوب مي شن ..... فكرش رو بكنيد ...فقط به خاطر اينكه يا سر ِ زمين مي رن يا يك دار قالي تو خونه شون دارن.....
درصد بيكاري فصلي در فصل تابستون در استان ۶.۸ و در زمستان ۱۱.۴
:))
جان ما خر خنده اش مي گيره .....
در مورد خبر تعيين ميزان خط فقر هم با هم حرف زديم ... واي اي خدا ....
يكي نيومده از وزير رفاه بپرسي اين عدد ۳۰۰ و ۴۰۰ هزار تومن رو از كجات در آوردي .....
وقتي رويه مركز آمار ايران رو براي اينكار فهميدم ... واقعا به ريش امام زمان كه همچين سر باز ان در پيتي داره خنديدم از ته دلم ...