تبليغاتX
يادداشت‌هاي يك رسوايي

يادداشتهاي يك رسوايي

مي دونيد فرق اصلي كسي كه بچه مذهبي يا بسيجيه  ، با كسي كه آرمانهاي ميهن پرستانه داره چيه ؟

ديشب با يكي از اونها دهن به دهن شدم ، اگر دستش به من مي رسيد تكه تكه مي كرد...

شايد هم اگه كلتي دور كمرش بود حتما من رو زده بود .....

اونها معتقدند كه تلاش براي تشكيل حكومت اسلامي بعد از پيامبر اولين باري كه تونسته به ثمر بشينه و اين انقلاب همون حكومت وعده الهي است . بارها و بار ها همه ائمه سعی کردند این کار رو محقق کنند ولی به دلایل زیادی از جمله نداشتن حمایت مردمی موفق به انجام اینکار نشدند .

به اعتقاد اونها   ، تمام تلاشها و سرمايه ها  از ملت و مملكت و مال و جان و كيان و شرف هم بايد براي حفظ و پاسداري از اين حكومت صرف بشه ...

از قول خميني مي گفت كه حتي اگر براي حفظ حكومت اسلامي نياز به ترك نماز هاي يوميه هم باشه بايد اينكار رو كرد...

اصلا تو چهار چوب باور هاي اونها معناي سياسي ، تاريخي و فرهنگي ايران مفهومي نداره ....ارزشهاي ملي مفهوم نداره .....ملت اهميت نداره...منافع ملي ارزش نداره .....اسلام ..دين ، خدا ، پيغمبر مفهوم نداره ..اگه اونها هستند براي حفظ حكومتند كه هستند ....حكم الهي تا اونجا كه به بودن و حفظ اونها آسيبي نرسونه مورد قبوله ...

اونها راه اصلي رو گم كردند و فقط به حفظ حكومت اسلامي فكر مي كنند ... تمام حكام اون رو به نيابت از خدا مي دونند  و پاداش و مزد كارهاشون رو توي يك معامله با خدا از قبل مشخص كردند...

اصولا نگاه اونها به دين يك نگاه معامله گرانه يا كاسب كارانه است ...

براي هر كاري ...از ذكر گرفته تا شهادت ، اجر و مزد مشخص كردند و براي خودشون چرتكه مي ندازند..

تو نگاهشون به دين و مسائل ديني فقط اونها رو با معيار اجر و پاداش و ثواب تخمين مي زنند و عينيت مي بخشند..

البته اينها رو از دهن ائمه شون ياد گرفتند كه هر حرف مفت و مزخرفي رو به دمب شون بستند و هزار هزار تا حديث جعلي و غيره دارند ..... كه ديگه خودشون هم موندن با اين همه حديث كه هر ملايي از تو ي شورتش در مياره چكار كنند ...

خلاصه تو گفتارشون از عشق خبري نيست .... تو گفته هاشون همش خشم و كينه و عناد موج مي زنه و حتي از خدا هم طلب دارند ....

حالم از اين نگاه معامله گرانه و كاسب كارانه بهم مي خوره.....

 

ديشب من بهش گفتم كه ارزشها و باورهاي ملي و ميهني من برام خيلي مهمتره تا حكومت اسلامي شما ..

خلاصه اينقدر به ائمه و حكومت شون انتقاد كردم كه يارو كم مونده بود با دو تا دستهاش من و خفه كنه ..

شانس آوردم تو يك جمع نشسته بوديم كه نمي تونست من رو رسما بكشه ...وگرنه الان ديگه قطعا مرده بودم ..

ازشدت عصبانيت بنفش شده بود ... و هيچ جوابي نداشت كه بده ...فقط فحاشي مي كرد...

..................................

دوست ايراني نازنين و خوب من هم بدونه ..كه هدف ما توهين به دين نيست بلكه نقد اونه ....

دين اسلام مخصوصا مذهب شيعه پر از خرافات و باورهاي پوچ و بيهوده اس كه بايد تقدس زدايي بشه ..

اميدوارم كه اصول و باورهاي راستين ديني جاي اونها رو بگيره ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 9:16  توسط   | 

بالاخره برگشتم پشت ميزم .....

شهر خودمون خيلي باحالتر از مشهده ..... خدايي..... مشهد مثل سگدوني مي مونه .....

واقعا اگه می خوای معنی واقعی استفاده ابزاری از دین رو بفهمی یک سری به لجنزار امام رضا بزنید..

خاک بر سرتون با این امام رضا تون ....

آدمهای عوضی ..همه جا محضر خداست ..ملکوت رو تو یک مکان خاص زندانی نکنید.....

واقعا مشهد سگدونیه ...

اينجا مثل بهشت مي مونه ...

................................................................................................

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 10:11  توسط   | 

چند تا طرح از فرشته کشیدم ...به خوبی قبلی ها .....

خودم از دوتا شون خوشم اومد .............

امروز آخرین روزی ست که تو مشهدم ...امشب بر می گردم .....

 الان توی یک کافی نت نشستم و دارم وبلاگم رو آپ می کنم ...واسه دوستام ....

این چند روز اتفاقات زیادی نیفتاده ..... همش تو مهمونی بودم ...

بزرگترین اتفاقش دیدن محمد  بود ... بعدیش هم بهم خوردن سفرم بود ......

 

موکول شد به هفته آخر فروردین ..... اون موقع احتمالا همه شکوفه ها باز شدند ....

یکی که از اونجا می اومد می گفت کوه خمیری شده ... از شدت بارندگی ...

یعنی  کوه سست شده و از همه جاش آب می ریزه بیرون .....کلی آبشار داره اونجا تو این فصل ....برف ها داره آب می شه و از هر سوراخ کوه آب می ریزه بیرون

باید یک  چند روز دیگه سفر کرد ......

خواهر عروسک هم برام ایمیل زد ...چند وقتی می شد منتظرش بودم ....

چیزه خاصی توش ننوشته بود ...

معنی کلی اش این بود که من همه چیز رو می دونم و تو مواظب رفتار و احساساتت باش...چشم.

دیگه جونم براتون بگه که این هم از عکس فرشته ام ...

 

کلی تصمیمات خوب گرفته بودم..که عزمم رو جزم کنم و امسال با همه قدرت و توانم ساز بزنم ....

کاش بشه ... باید برم پیش آرش تا همه پرده هام رو عوض کنه ....

قابل توجه دوستانی که تار می زنند ..

برای اینکه ساز تون خوب کوک بشه باید سیمها جفت باشند و هم جنس...

مثلا هر دو تا ۱۸ یا ۲۰ باشه ....از یم حلقه هم باشه ...اگه سیمها جفت نباشه سازتون اصلا کوک نمی شه ......پرده های هم باید همجنس باشند .... برای اینکه ساز گز نداشته باشه ....

بیشتر از مضرابهای کوتاه و کم موم استفاده کنید ..برای اینکه هم سرعت مضراب زدن بیشتر بشه و هم تسلط و کنترل بیشتری روی مضرابتون داشته باشید....

مضراب خیلی خیلی مهمه توی  تار نوازی ..نه خود مضراب ....طریقه مضراب زدن خیلی مهمه ...

چیزی که خیلی از هنر جو ها ساده از روش رد می شن.....

...................................................................................................

یک کم باید مطالعه هم بکنم .....چند وقته کتاب دستم نگرفتم ... همش بحث بوده و ساز ... خیلی بده ....

برم یک کم کتابهام ور بالا و پایین کنم ...

.............................................................................................

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 12:15  توسط   | 

برای اولین بار که با همسرم به کافی نت امدم....

اینجا اصلا خوش نمی گذره ... دوست دارم زودتر بر گردم

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 11:53  توسط   | 

امروز یکم فروردین ماهه ولی من کلی حرف واسه گفتن دارم ..

به اندازه یک سال ...نه ده  سال ..... نه بیشتر ....

.........................................................................................................

محمد رو دیدم و این جالبترین اتفاق امروز من بود ...شایدم هم  همه سال ....

تو شلوغی یک مهمونی خانوادگی لوس و کسالت بار .....

واقعا خیلی هیجان انگیزه وقتی شما دقیقا روز اول سال نو  ...وقتی که قصد داری یک زندگی جدید رو شروع کنی با یک چنین مردی برخورد کنی ..... 

محمد  نازنینی رو که براتون می گم و به زودی عکسهاش رو هم خواهید دید کلی برام در مورد بهار و فلسفه زایش صحبت کرد .....

 

به من گفت که تو یک اسپرم در یک هم آغوشی هوسناک پدر و مادرت بودی و یک احتمال باعث شد تا پا به این دنیا بگذاری ....ممکن بود  اتفاق دیگه ای بیفته و کس دیگه ای زاده بشه ...

و از اینجاست که داستان اتفاقات  زندگی تو شروع می شه ....

 ...........................................

نه ماه و نه روز که هر لحظه اش با لحظه دیگه متفاوته و تو هیچ خاطره ای و یا ذهنیتی از اون به یاد نداری...

و بعد از این نه ماه و نه روز تو زاده می شی ...و بعد دوباره زاده می شی و بعد دوباره زاده می شی و بعد دوباره با هر بهار زاده می شی و بعد بقیه فکر می کنند تو مردی ولی تو دوباره زاده شدی و باز هیچ خاطره و یا ذهنیتی از این دنیا نداری ...این اتفاق مرتب در این کارخانه  هستی بخش می افته و کل جهان در مرگ و زایشی دوباره و دوباره و چند باره مسیر خودش رو طی می کنه ...

همونطور که هیچ خاطره ای  از گیاه بودنت نداری ...و از اسپرم بودنت نداری و از جنین بودنت نداری

...و بهار یعنی این ...یعنی زایش .....

 

 بعد گفت که تو هیچوقت از مردن و زاده شدن کم نمی شی و این رو به زبان مولانا گفت ....

 


از جمــــادی مـــردم و نامی شـدم وز نمـــــا مردم به حیوان سر زدم
مــــردم از حیـــــوانی و آدم شــدم پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم؟
حملــــه دیگــــر بمــــیرم از بشـــر تا بــــرآرم از ملائــــــک بال و پر
وز ملک هم بایدم جســتن ز جــــو کل شـــــیء هالــــــــــک الا وجهه
بار دیــــگر از ملــک قربان شـوم آنچــــه انــــــــدر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم، چون ارغنون گویدم ک"ـا نا الــیــــــــه راجعون

 

 

برهنه به این دنیا می یای و برهنه از این دنیا می ری و تنها میراثی که ازت می مونه یادهایی که از خودت به جا گذاشتی ...

نیروهای خیر و شری که از خودت به میراث می گذاری و این یادگار  بودن توست در این دنیا ...

هفت دنیا رو و هفت آسمان رو طی می کنی و نوری می شی که نمی تونی به حق برسی اما در حول اون همیشه در گردشی ...اگر پله های معرفت رو درست طی  کرده باشی.....

 

از محمد  نازنین در مورد موسیقی پرسیدم ....

جواب این بود...

خلاقانه ترین و زیباترین نغمات رو خداوند در طبیعت ایجاد کرده و اگر در پی کشف و بسط اونها هستی به طبیعت نظر کن  و اون وقت به نوای درونت گوش بسپار ....خودت رو از قید ها رها کن و جسورانه فریاد کن ...

 بعد گفت که نظر یعنی چه ....

هر چیز در دنیا یک صورت و یک سیرت داره ...یک ظاهر و یک ساختار....

عوام در صورت وظاهر موندند ...و اگر تو می خوای جانشین خدا بر زمین باشی باید به ساختار و سیرت توجه کنی .... و این مهمترین کلید رسیدن به موفقیته ...

........................................................

 فکر کن ..چقدر هیجان انگیزه وقتی یک نفر تو رو دعوت به صحبت بکنه و این مطالب رو بهت بگه ..

اونهم روز اول نوروز ....

محمد  نازنین ..خدا حفظت کنه ....

بخوام براتون ازش بگم یک دنیا طول می کشه ... باز هم فردا براتون بیشتر می نویسم ...

................................................................................

آه ...فردا می ریم اونجا ...

دارم لحظه شماری می کنم واسه دیدن شکوفه های باغهای گیلاس ....

یک کم زوده ..درختها هنوز از خواب بیدار نشدند ... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 21:32  توسط   |